پارت صد و بیست و پنجم :

***
شب بله‌برون مثل برق و باد فرا رسید. با هزار مکافات توانست حسام را راضی کند تا در میهمانی حضور یابد. آقا را با یک من عسل هم نمی‌شد خورد! انگار ارث پدرش را طلب داشت که این‌چنین برج زهرمار روی مبل نشسته‌ بود. مثل جغد منتظر آتویی از او بود تا کن‌فیکون راه بیندازد. نگاهش بالاتر از یک رقیب بود که سر درنمی‌آورد‌. بودن خانم‌جون قدری آرامش به دل آشوبش اضافه می‌کرد. البته زیر نگاه پر دقت و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هناسه

    2

    من موندم اگه وصلت با این خانواده را دوست نداشتن چرا دخترشون رو برا پسرش گرفت. اون که مخالف صد در صد امیر علی بود همین مادر بود. من خوشحال نیستم از ازدواجشون اما الهی خوشبخت بشن

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلا مرادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم مرسی از نگاه و نظر ارزشمندت😍🌸 به خاطر شغل امیرعلی که توی داستان بهش اشاره کرده بودم. فاطمه این مشکلات رو نداشت و به خاطر پسرشون هم دیگه کوتاه اومدن.

    ۱۰ ماه پیش
  • ووددووییی

    2

    ماه بانو نمیخاد سرعقل بیاد زدنگیتو با همین کارای الکی خراب کردی دیگه جرا دس بر نمیداری

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    خسته نباشی نویسنده جونم قلمت مانا 🙏💯💞

    ۱۰ ماه پیش
  • فخری

    0

    سپاس فراوان لیلا جان عالی بود عزیزم خسته نباشی قلمت مانا 🙏🏻🌹❤

    ۱۰ ماه پیش
  • هدی

    0

    حالا اگه تکلیف خودش و احساسش رو روشن میکرد یه چیزی نه اینکه اینجوری بشینه و خودش رو عذاب بده و زندگیش رو از اینی که هست سخت تر کنه

    ۱۰ ماه پیش
  • هدی

    0

    حتی اگه بله برون برادرش بوده نباید پا توی اون خونه میگذاشت

    ۱۰ ماه پیش
  • سعادت

    0

    ماه بانو فعلا باید تحمل کنی

    ۱۰ ماه پیش
  • ستاره

    0

    برای بارهزارم خودکرده راتدبیرنیست،ولی شایدحکمت وسرنوشت هست که ماه بانونمیدونه😌ولی خییییلی سخته تحمل این وضع کاش دیگه امی علیانی دید،حسام هم حق داره خو

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️